اخبار روزانه – ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶
سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) در بحبوحه تغییرات ارضی و میانجیگری بینالمللی، آتشبس خود را به مدت ۱۵ روز تمدید کردند (Reuters)
گزارش جدید رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی میگوید تخمینها از مرگ و میر ناشی از اعتراضات سراسری ایران اکنون به شدت متفاوت است - «خبرگزاری فعالان حقوق بشر» [هرانا] ۵٬۸۴۸ کشته را تأیید کرده، دولت ایران ۳٬۱۱۷ نفر را اعلام کرده، و گزارش مجله تایم به نقل از مقامات سلامت ایران میگوید آمار واقعی ممکن است از ۳۰٬۰۰۰ نفر فراتر رود - در همین حال، قطع اینترنت بیش از ۴۰۰ ساعت همچنان ارتباطات را مسدود کرده، و راستیآزمایی مستقل را دشوار کرده است (Radio Free Europe/ Radio Liberty)
پس از حملات روسیه که برق بیش از یک میلیون نفر را در دمای ۲۰- درجهٔ سانتیگراد قطع کرده، اتحادیهٔ اروپا ۴۴۷ مولد برق اضطراری را به اوکراین (یورین) میفرستد (European Commission)
ساکنان جزیرهٔ ساخالین در روسیه لحظهای نادر را ثبت کردند که در آن دو خورشید انگار در آسمان معلق بودند (The Express Tribune)
نیک، سگ کاری نظامی (MWD) - که در ارتش آمریکا به خاطر عکسی با عینک محافظ که به کاربران هنگام ورود به سیستمهای نظامی خوشامد میگوید، با نام «Doggles» شناخته میشود - پس از ۸ سال خدمت در ارتش بازنشسته شد. نیک که در زمینه تشخیص مواد منفجره آموزش دیده بود، از ۵۸ ماموریت سرویس مخفی، رویدادهای مهم ملی، اجلاس ناتو [سازمان پیمان آتلانتیک شمالی]، کنوانسیون ملی دموکراتها، مراسم تشییع جنازه ایالتی، و مجمع عمومی سازمان ملل متحد پشتیبانی کرد. گروهبان دوم جاستین پیتون، شریک دیرینهٔ نیک، سرپرستی او را پذیرفت و خانواده میگوید مشتاقاند پس از سالهای خدمت، بازنشستگی آرامی برای او فراهم کنند (US Department of Defense)
به ورزشکاران باشگاهرو در بریتانیا دربارهٔ کلاهبرداریهایی با عضویتهای جعلی باشگاه و پیشنهادهای مربی خصوصی هشدار داده میشود؛ زیرا مجرمان آگهیهای واقعی را کپی میکنند و آن را از راه لینکهای اسپانسری و شبکههای اجتماعی پیش میبرند. کلاهبرداران با این روشها اطلاعات پرداخت و دادههای شخصی را میدزدند و در نهایت میتوانند حساب بانکی قربانیان را تا ۰ پوند خالی کنند (Birmingham Mail)
یک خورشیدگرفتگی حلقویِ نادر در ۱۷ فوریه رخ میدهد، و همزمان با ماهِ نوِ آغاز سال نوی قمری و شروع سال اسب است. این خورشیدگرفتگی «حلقهٔ آتش» ایجاد میکند که عمدتاً بر فراز قطب جنوب دیده میشود و حدود ۹۶٪ خورشید را میپوشاند؛ در حالی که بخشهایی از جنوب آفریقا، آمریکای جنوبی و جزیرههای نزدیک، مراحل جزئی را خواهند دید (SSB Crack)
شرکت تولیدکننده مواد غذایی دنون، پس از تشخیص سطوح پایین سم سرئولید، سری خاصی از شیر خشک آپتامیل فرست (۸۰۰ گرم، کد سری و بهترین زمان مصرف قبل از ۳۱/۱۰/۲۰۲۶) را در بریتانیا فراخوان کرد (VnExpress)
یک مطالعه جدید نشان میدهد بزرگسالان آمریکایی که روزانه از ابزارهای AI هوش مصنوعی مولد استفاده میکنند، در مقایسه با کاربرانی که کمتر از این ابزارها استفاده میکنند، ۳۰٪ بیشتر احتمال دارد که حداقل علائم افسردگی متوسط را تجربه کنند (Türkiye Today)
دانشمندان آمریکایی برای جلوگیری از آسیب مغزی، درمان با نور قرمز را روی بازیکنان فوتبال آمریکایی آزمایش میکنند. این درمان غیرتهاجمی با استفاده از نور نزدیک به مادون قرمز، انرژی میتوکندری را افزایش داده و التهاب را کاهش میدهد و با موفقیت ماده سفید را در برابر ضربات مکرر سر در طول فصل رقابت تثبیت میکند (Earth.com)
کارشناسان توصیه میکنند برای محافظت از بینایی، این عادتهای استفاده از گوشی هوشمند اصلاح شود: ۱. هنگام حرکت، مثل راه رفتن یا در اتوبوس از صفحهنمایش استفاده نکنید تا فشار چشم کاهش یابد. ۲. در تاریکی از آن استفاده نکنید، چون چشمها را وادار میکند سختتر کار کنند. ۳. برای جلوگیری از خستگی عضلات چشم، فاصلهٔ ۴۰ سانتیمتری با صفحهنمایش را حفظ کنید. ۴. بدون وقفه، پیوسته از آن استفاده نکنید. رعایت قانون ۲۰-۲۰-۲۰ توصیه میشود (هر ۲۰ دقیقه، ۲۰ ثانیه به چیزی در فاصلهٔ ۲۰ فوتی [۶ متر] نگاه کنید) (VnExpress)
کارشناسان سلامت گزارش میدهند تمرینهای تعادلی، خطر زمین خوردن را برای بزرگسالان بالای ۵۰ سال بهطور چشمگیری کاهش میدهد. روتینهای سادهای که هفتهای ۳ بار انجام میشود ــ مثل ایستادن روی یک پا و راه رفتن پاشنهبهپنجه ــ عضلات مرکزی را تقویت میکند، هماهنگی را بهبود میدهد و همزمانی مغز و عضله را افزایش میدهد تا مرکز ثقل بدن پایدار بماند. پزشکان توصیه میکنند در ابتدا از تکیهگاههایی مثل دیوار یا صندلی استفاده شود و بر تمرین منظمِ کمفشار برای حفظ تحرک و استقلال تأکید میکنند (Lao Động)
مقامهای سلامت در بنگال غربیِ هند در تلاشاند شیوع ویروس نیپا را که به انتقال درون بیمارستانی در منطقهٔ باراسات نزدیک کلکته مرتبط است مهار کنند. ۵ مورد ــ عمدتاً در میان کارکنان درمان ــ تأیید شده و هیچ مرگی گزارش نشده است. بیماران دچار تب حاد، سردرد، درد عضلات، گلودرد و استفراغ شدهاند و در برخی موارد بیماری بهسرعت به تنگی نفس و آنسفالیت (التهاب مغز) پیشرفت کرده است. این ویروسِ منتقلشونده از خفاش که نه واکسن دارد و نه درمان، از اشخاص-حیوان به انسان از طریق غذای آلوده یا تماس مستقیم منتقل میشود و میان انسانها هم از راه تماس نزدیک با مایعات بدن گسترش مییابد. مقامها نزدیک به ۱۰۰ تماس نزدیک را قرنطینه کردهاند، حدود ۱۸۰ نفر را آزمایش کردهاند و موارد تأییدشده را ایزوله کردهاند؛ در حالی که ردیابی تماسها و پایش تقویتشده ادامه دارد. سازمان جهانی بهداشت، نیپا را به دلیل نرخ مرگومیر ۴۰ تا ۷۵ درصدی و ظرفیت همهگیری، در فهرست عوامل بیماریزای اولویتدار قرار میدهد. کشورهای همسایه از جمله تایلند، تایوان (فورموسا) و نپال، غربالگری فرودگاهی را تشدید کردهاند. تا کنون، نشانهای از گسترش گسترده در سطح جامعه دیده نمیشود (The Weather Channel, Reuters, weather.com)
اندونزی پس از رانش مرگبار زمین در جاوهٔ غربی، جستوجو برای حدود ۸۰ نفرِ مفقود را از سر گرفت؛ در حالی که بارش سنگین دستکم ۱۰ نفر را کشته، و عملیات نجات را مختل کرده، و خطر سیل در سراسر منطقه افزایش یافتهاست (Reuters)
گرمایش قطب شمال یک رویداد بزرگِ گرمایش ناگهانیِ استراتوسفری را برمیانگیزد و گردباد قطبی را تضعیف میکند. هواشناسان هشدار میدهند این شکاف احتمالاً موجهای شدید سرمای قطبی را در میانه تا اواخر فوریه در سراسر آمریکای شمالی و اروپا رها میکند. در حالی که جنوب اروپا پایدار میماند، مناطق شمالی با افزایش خطر دمای یخبندان و برف سنگین روبهرو هستند (The Watchers)
بارش برفِ بیسابقه حملونقل را در بخشهایی از ژاپن فلج کرد؛ بزرگراههای اصلی را مسدود و خدمات ریلی را عمدتاً در امتداد ساحل دریای ژاپن، از جمله ایشیکاوا و توتوری، متوقف کردهاست. در میان تداوم برف سنگین و هشدارهای زیرِ صفر، ۴ نفر جان باختند و ۲۶ نفر آسیب دیدند (VietnamPlus)
یک طوفان زمستانی مُهلک که بطور غیررسمی "فرن" نامیده میشود حداقل جان ۲۵ تا ۲۹ نفر را گرفت که بر اثر تصادفها، هیپوترمی رخدادهای مرتبط با طوفان بوده است. قطع برق در اوج به بیش از یک میلیون خانه و کسبوکار رسید و بازگردانی برق به دلیل دماهای زیرِ صفر کند شد. برف سنگین در بخشهایی از غرب میانه و شمالشرق به ۳۰ سانتیمتر یا بیشتر رسید، در حالی که تجمع یخ تا ۲٫۵ سانتیمتر زیرساختهای جنوب را از کار انداخت.
سنگینترین بارشها اکنون از شمال شرقی به سواحل منتقل شده است، اما سرمای خطرناک قطب شمال همچنان ادامه دارد، به طوری که بادهای سرد بسیار کمتر از صفر درجه هستند و دمای برخی نقاط به منفی ۴۵.۵ درجه سانتیگراد میرسد (The Telegraph, Times of Islamabad, People.com, Daily Mail, Bangkok Post, Manchester Evening News, IB Times UK)
یک مطالعهٔ بزرگ در سوئد نشان میدهد قرار گرفتن طولانیمدت در معرض حتی سطوح پایین آلودگی هوا با افزایش خطر ابتلا به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ایالاس)، یک بیماری تحلیلبرندهٔ عصبی، و پیشرفت سریعتر بیماری مرتبط است (The Brighter Side News)
جمعیت اشخاص-دوگونگ تایلند در پی مرگ علفهای دریایی و هجوم گونه «اشخاص-گاو دریایی» در معرض خطر به ساحل، رو به کاهش است و این نشاندهنده بحران گستردهتر تنوع زیستی دریایی است (The Guardian)
کارشناسان میگویند وگانها میتوانند بدون ماهی بهراحتی نیاز به اسیدهای چرب امگا-۳ را تأمین کنند؛ زیرا خوراکیهایی مثل گردو، دانهٔ چیا و کتان و مکملهای روغن جلبک از سلامت قلب، مغز و بینایی پشتیبانی میکند و در عین حال از سمومِ غذاهای دریایی پرهیز میشود (VegNews)
تولیدکنندهٔ غذاهای دریاییِ وگانِ آمریکا، بایو بست فودز، میگوی وگان را از طریق توزیعکنندگان اصلی در سراسر کشور عرضه میکند تا سرآشپزها بتوانند میگوی پایدارِ بدون نیاز به اقیانوس سرو کنند (Plant Based News)
نانوای وگان، کلودیا مارش، شرکت خود «وگان بیکس» را از یک سرگرمی در آشپزخانهٔ خانه به کسبوکاری پررونق با چندین شعبه تبدیل میکند. او پس از دیدن خلأ بازار بریتانیا برای خوراکیهای وگان، با پشتکار و تبلیغ هوشمندانه در شبکههای اجتماعی، فعالیتها را گسترش میدهد (Bordon Herald)
رانندهٔ استان باک نین [آولاک (ویتنام)]، نگوین وان هوان بیش از ۳۸ هزار دلار را که در بزرگراه پیدا کرده بود، پس از کمک به پلیس برای شناسایی صاحب آن از طریق تصاویر دوربینهای نظارتی و یک پست آنلاینِ زنِ صاحب پول که برای پیدا کردن وجه نقدش درخواست کمک کرده بود، به او بازگرداند. (VnExpress)
آتشنشانان شهرستان سنلوئیساوبیسپو [کالیفرنیا، آمریکا] با استفاده از یک سامانهٔ طناب، یک گوسالهٔ پنجماهه را که روی صخرهٔ شیبدار ساحل هارمونی گرفتار شده بود نجات دادند؛ پس از آنکه گاو بیش از یک هفته در آنجا گیر افتاده بود (KEYT)
استان پاپوا [اندونزی] قصد دارد در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۴٬۰۰۰ خانهٔ جدید برای ساکنان بسازد؛ با آغاز یک طرح پایلوت در جزیرهٔ کوسونگ، با هدف تقویت رفاه، بهبود سکونتگاههای شهریِ ساحلی و همراستا شدن با برنامههای ملی مسکن (Antara News)
نقلقول الهامبخش روز: «آغوشها میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند، بهویژه برای کودکان.» والاحضرت شاهدخت دایانا (BrainyQuote)
خدا از من پرسید: «مطمئنی میخواهی این کار را انجام بدهی؟» و من گفتم: «بله، مطمئنم.» انگار با سرعت بسیار زیادی پرتاب شدم. تجربهگر نزدیک به مرگ آمریکایی، آرون گرین، تعریف میکند چگونه بحران تنفسیِ کشنده در پنجسالگی به تجربهای نزدیک به مرگ انجامید؛ تجربهای که در آن به یاد آورد زمین را انتخاب کرده، پیش از تولد زندگیاش را برنامهریزی کرده و به او آموخته است که عشق باید آزادانه انتخاب شود.
آرون کمی پیش از ششمین تولدش در حیاط پشتی همسایه با دوستانش بازی میکرد که دچار مشکل شدید تنفسی شد. هر کاری میکرد، نمیتوانست نفس بکشد. شروع کرد به راه افتادن به سمت خانه تا والدینش را پیدا کند و کمک بگیرد. حدود ۶ متر از دوستانم دور شده بودم که این مشکل تنفسی انگار گویی باعث نوعی رهایی شد. آگاهی من، روح من، هرچه که واقعاً هستم، مثل خودِ واقعیام، از بدنم جدا شد. و دیدم بدنم روی زمین افتاد. گویی در کنار کالبدم غوطهور بودم و میدیدم روی زمین افتاده است. متوجه شدم دوستانم هنوز در حیاط پشتی بازی میکنند، اما همهچیزِ این زندگی تقریباً پیشپاافتاده یا بیاهمیت به نظر میرسید. دوستانم متوجه نشدند که بدنم روی زمین افتاده است.
تمام زندگیام در برابر چشمم خیلی سریع و با جزئیات بسیار زیاد بازپخش شد. انگار هیچ چیز جا نمانده بود. میتوانستم همهٔ آنچه تجربه کرده بودم، همهٔ احساساتم، همهٔ آنچه از سر گذرانده بودم را حس کنم، همچنین میتوانستم حس کنم چگونه بر دیگران اثر گذاشته بودم. اینکه چه کرده بودم، و آن چگونه بر دیگران تأثیر گذاشته بود. واقعاً میتوانستم آن را حس کنم. آرون نوری درخشان را در دوردست دید، اما روی آن تمرکز نکرد. او شروع کرد به پرسیدن سؤال، و پاسخهای دقیق به او میرسید. خودش را همچون گویِ گردی از آگاهی با نوری کمرمق دید. وقتی پرسید از کجا آمده است، خاطرهای معنوی دوباره پخش شد.
آنچه را برای رسیدن به این مرحله پشت سر گذاشته بودم دوباره تجربه کردم. از ابتدا همان چیز بودم: یک گوی گرد با آگاهی، اما در کنار صدها یا هزاران موجود دیگر که درست مثل من بودند. و ما بهنوعی در چیزی که من «دریای نور» مینامم وجود داشتیم. بسیار روشن بود. همه خوشحال، آرام و راضی بودیم. اما انگار ناآگاه بودیم. واقعاً چیزی نمیدانستیم، اما خوشحال بودیم. آن را مثل یک پرورشگاهی معنوی میبینم. به هر حال، هر از گاهی هدیهای دریافت میکردیم. مثل یک جایزه بود. شبیه بچهای که آبنبات یا چیزی شبیه آن میگیرد. یک بار، این هدیهها پایین آمد و یک هدیه کمتر از تعداد روحهای این گروه بود. پس آگاهانه تصمیم گرفتم که از این هدیه بگذرم، چون میدانستم همهٔ دیگران اطرافم هم به همان اندازهٔ من آن هدیه را میخواهند. پس گذاشتم آنها آن را بگیرند و من بیآن بمانم. وقتی آخرین روح، آخرین هدیه را گرفت، خیلی خیلی آرام مرا از این گروه بالا بردند.
موجودی در سطحی بسیار بالاتر بهصورت تلهپاتیک با آرون ارتباط گرفت و توضیح داد خالق او است. با من ارتباط گرفت و در اصل گفت خالق من است. و برای سادگی، من نامش را «خدا» میگذارم. او گفت من دوست داشته میشوم، بسیار مهم هستم، و نه فقط من بلکه همهٔ ما روحها؛ و کاری که کرده بودم، یعنی بخشیدن جایزهای که خودم میخواستم، به سود اطرافیانم، بسیار مهم بوده و نشان میدهد آمادهام کاری را آغاز کنم؛ یعنی به گام بعدی بروم، یا چیزی شبیه آن.
و اساساً خدا اینگونه توصیفش کرد؛ گفت: «برای همهٔ ما وجودی شگفتانگیز در پیش است؛ یک وجود کاملاً خارقالعاده. ما فوقالعاده خوشحال خواهیم بود. اما پیش از آنکه واقعاً بتوانیم از وجودمان لذت ببریم، باید از یک تجربه عبور کنیم و چیزهایی بیاموزیم. باید بالغ شویم، رشد کنیم و به جایی برسیم که توانایی لذت بردن از این وجود شگفتانگیز را داشته باشیم.»
خدا سرشار از محبت، دلسوزی، مهربانی، صداقت و همهٔ این ویژگیهای شگفتانگیز بود. و ما موجوداتی ساده با ارادهٔ آزاد بودیم. و برای اینکه واقعاً از وجودمان لذت ببریم، لازم بود همان ویژگیها را آزادانه برای خودمان بپذیریم. لازم بود عشق، دلسوزی، مهربانی، صداقت و درستکاری را آزادانه انتخاب کنیم. اما خدا قرار نبود ما را مجبور کند. باید خودمان آنها را انتخاب میکردیم. اما خدا این قلمروی آموزشی، یا هر اسمی که بخواهید برایش بگذارید را، ساخته بود تا بتوانیم با عملِ خودمان یاد بگیریم اینها خوباند، اینها ویژگیهای مثبتاند، و اگر کارهایی خلاف آنها انجام دهیم، خوب نیست.
بعد خدا پرسید آیا آرون میخواهد چهرهٔ او را ببیند. آنچه دیدم شبیه موجودی مثل خورشید بود؛ فوقالعاده بزرگ و درخشان، کمی شبیه خورشید، جز اینکه انگار درون خورشید میلیاردها و میلیاردها موجود بود که همه با هم بودند. این گویهای آگاهی همه با هم بودند و مجموعهٔ همهٔ آنها بسیار درخشان میتابید.
خدا از من پرسید: «مطمئنی میخواهی این کار را انجام بدهی؟» و من گفتم: «بله، مطمئنم.» و نگاه کردیم؛ انگار شروع کردیم به دیدن همهٔ این جاهایی که میتوانستم بروم، این سیارههایی که میتوانستم به آنها بروم. هزاران و هزاران و هزاران بودند و تعداد بیشماری از آنها را دیدیم. درکی داشتم که خیلی سریع بفهمم هرکدام چه حالوهوایی دارد. انگار داشتم انتخاب میکردم کجا میخواهم بروم؛ کجا میخواهم این درسهایی را که نیاز داشتم یاد بگیرم. وقتی به زمین رسیدیم، چیزی در آن بود. کاملاً مطمئن شدم. این همان جایی است که میخواهم بروم.
سپس خاطرهٔ دیگری از برنامهریزیِ زندگیِ مشخص او به آرون نشان داده شد. او پیشتر بارها روی زمین زندگی کرده بود و در یک زندگی گذشته اشتباهاتی کرده بود. هرچند ابتدا مقاومت داشت، راهنمایان به او روحهایی را نشان دادند که میتوانست به آنها کمک کند. رفتیم و به شخصی نگاه کردیم که میتوانستم تبدیل به او شوم. و این شخص، انگار آدم بسیار خشمگینی بود. اما آن زندگی را قاطعانه رد کردم. گفتم: «نه، من آن شخص را زندگی نمیکنم.» اولش میخواستم خیلی خوشقیافه باشم، مثل یک مرد واقعاً خوشقیافه. و راهنمایانم اشاره کردند که اگر واقعاً خوشقیافه باشی، زنها با تو متفاوت رفتار میکنند. در اصل، من بیش از حد بیبندوبار میشدم. میخواستم فوقالعاده باهوش باشم، مثل باهوشترین آدم روی سیاره. اما این هم ایرادهایی دارد. متکبر میشوید. به دیگران از بالا نگاه میکنید چون به اندازهٔ شما باهوش نیستند. یک جورهایی آدم آزاردهندهای میشوید و بیخدا میشوید. ما همهچیزِ این بدن را انتخاب کردیم. این انتخاب من بود.
سپس راهنمایان آرون پیامدهای کارماییِ زندگیهای گذشته را به او نشان دادند. چیزهایی را نشانم دادند که در زندگی گذشته انجام داده بودم و حالا قرار بود بهطور مشخص در این زندگیِ پیشِ رو وارد شوند. به من نشان دادند که در زندگی قبلی وارد دعوا شده بودم و کسی را خیلی بد کتک زده بودم. انگار در زندگی گذشته بذری کاشته بودم و حالا زمان درو کردنش بود قرار بود در ۱۲سالگی بینیام بشکند؛ دعوا کنم و بینیام بشکند. و این برایم فرصت یادگیری بود تا بفهمم کار خوبی نیست که به اطراف بروید و به دیگران آسیب برسانید.
آرون با این برنامهٔ زندگی موافقت کرد و آگاهی او سپس به همان لحظه بازگشت که بالای بدنش در حیاط معلق بود. یک فرشته ظاهر شد. خیلی سریع به سمت من آمد. موجودی فوقالعاده زیبا بود. و در اصل گفت: «تو نباید بدنت را ترک کنی.» و همان لحظه، انگار ناگهان، به بدنم برگشتم. شش ماه بعد، راهنمایان آرون خواستند این خاطره پنهان شود تا بتواند زندگیاش را آنگونه که مقدر شده بود ادامه دهد. در ۳۵سالگی، خواندن دربارهٔ تجربهٔ نزدیک به مرگِ دکتر ابن الکساندر باعث شد خاطرهها دوباره بازگردد.
مهمترین چیز این است که باید با هم خوب رفتار کنیم. محبت کردن، مهربان بودن، دلسوز بودن، صادق بودن، با درستکاری عمل کردن، بخشیدن دیگران، سخاوتمند بودن، خدمت کردن به دیگران، همهٔ اینها بسیار مهم است. و ما فقط باید با هم خوب باشیم و این واقعاً به رشد معنوی ما کمک میکند و وقتی این زندگی را ترک میکنیم، ما را برای خوشبختیِ بسیار بزرگتری آماده میسازد. (NDE Journey)