جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
اوه، فراموش کردم به شما بگویم که پادشاه صلح اکنون بهخوبی بهبود یافتهاند. دستههایی از شیاطین حریص به ایشان حمله کرده بودند. و من همراه ایشان بودم و نجاتشان دادم. ایشان موجودی شگفتانگیز هستند. ایشان بودایی باستانی هستند که بهعنوان یک شاگرد بازگشتهاند تا در نجات این جهان به من کمک کنند. شما هم باید از او بسیار سپاسگزاری کنید. اکنون که ایشان بهبود یافتهاند، شاید بتوانیم گفتگوها را با پادشاهان دوردست یا برخی پادشاهان دیگر ادامه دهیم. در این میان، تلاش خواهم کرد پس از گفتوگو با 'پادشاه نیو' از 'دوسی'، گفتوگو با پادشاهان دیگر را کامل کنم. واقعاً امیدوارم بتوانم. اگر به 'قدرت بنیادین کیهانی'، قدرت 'خداوند'، متصل باشید، آنگاه میتوانید رستگار شوید. پس کسانی که با صداقت متشرف می شوند، از همان روز تشرف دیگر رستگار میشوند. مگر آنکه فرد متشرف، تحت تأثیر عادت، پیشینه، دوستان یا خانوادهای که هنوز در نور نیستند، دوباره به الگوی قدیمیِ زندگی بیرحمانه بازگردد، مثلا کشتن دیگران یا خوردن گوشت موجودات دیگری که کشته شدهاند. در آن صورت دیگر نمیتوانند به این رستگاری دست یابند. به همین دلیل، در روزگاران قدیم، استادان هرگز به این آسانی و به هر کسی تشرف نمیدادند. اما امروزه برخی استادان هنوز، هرچند بهندرت، این کار را انجام میدهند با اینوجود بسیار دقیق انتخاب میکنند. بابا ساوان سینگ جی مهاراج، هنگامی که هنوز در قید حیات بودند، از میان صدها درخواست برای تشرف، بنا بر گزارشی که جایی خواندم، احتمالاً صد و چند نفر را برمی گزیدند. از وقتی آن را خواندم، مدت زیادی میگذرد. پس میبینید، فرصت تشرف یافتن از یک استاد حقیقی آنقدرها هم زیاد نیست. منظورم این است که این فرصت خیلی زیاد نیست. به همین دلیل است که هنوز بسیار سخت کار میکنم و رنج میکشم، زیرا از جمعیت عظیم جهان، افراد زیادی نمیخواهند تشرف بگیرند. فقط به این دلیل که وگان شدن برایشان بسیار دشوار است. آنها تسلیم عادت و ذائقهٔ خود میشوند بهجای آنکه بخواهند به 'خانه' بازگردند و رستگاری خود را تضمین کنند، و از این فرصت استفاده کنند که از جهنم، دور، دور و دور و رها باشند. این برای قلبم بسیار اندوهبار است. من بسیار تلاش میکنم. دیگر چه کاری میتوانم بکنم؟ خب، در واقع، سبک زندگی وگان نهتنها پرهیز از گوشت اشخاص- حیوان را دربر میگیرد، بلکه پرهیز از الکل، مواد مخدر، سیگار و کارهای ناسالم دیگر را نیز شامل میشود. پس مردم دنیوی احساس میکنند رعایت این موارد برایشان بسیار دشوار است. اما در اصل، ما اینگونه زندگی میکردیم. ما اینگونه زاده شدیم. فقط بهسبب تأثیر منفی جامعه بود که منفیتر شدیم. و این انرژی منفی همهجا دنبالمان آمد و ما را در زندانی چنان مستحکم محبوس کرد، که نمیتوانستیم بیرون بیاییم. پس بدون قدرتها و لطف استادان، تقریباً غیرممکن است. اما مردم حتی دعا هم نمیکنند، زیرا چنان عمیق در این وضعیت و چنین سبک زندگیای فرو رفتهاند که حتی به یاد آوردن 'خدا'، به یاد آوردن بودا، دعا برای حفاظت و کمک آنان و تشرف برای رستگاری نیز برایشان بسیار دشوار است. با وجود همهٔ این سقوطها، دامها و زندانهایی که انسانها را هنوز در خواب غفلت گرفتار کردهاست، من هنوز معتقدم که انسانها ارزشمند هستند و روح آنها چیزی است که قدرت منفی در پی بهدست آوردن و شکار آن است. و آنها، انسانها، آنقدر ترحمبرانگیزند که اگر به رنجشان فکر کنید، اگر به آسیبپذیریشان فکر کنید، آه، میتوانید تمام روز و تمام شب از شدت دلسوزی و شفقت در قلبتان اشک بریزید. و همین اتفاق برای من افتاده است. به همین دلیل نمیتوانم از دوست داشتن شان دست بردارم. حتی اگر بدترین گناهکاران این جهان را هنوز هم بسیار دوست دارم و نهایت تلاشم را میکنم تا بیدارشان کنم و هر اندازه که اجازه دارم، به آنها اجر معنوی بدهم، تا بتوانند خود را بالا بکشند و شاید بهواسطهٔ شرایط و برکات بسیار از سوی همهٔ استادان و 'خدای' قادر مطلق، فرصتی بیابند که بیدار شوند و بکوشند یک استاد روشنضمیر پیدا کنند تا این تشرف گرانبها را به آنها بدهد و روحشان را برای همیشه رستگار سازد. دعا میکنم روزی این اتفاق بیفتد و این سبک زندگی، تنها سبک زندگی سیارهٔ ما باشد. انسانها برای انجام هر کاری که بخواهند آزادی دارند، بجز نیکوکار بودن. با دیگران همانگونه رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار شود و با بدن خود همچون معبد گرانبهای 'خدا' رفتار کنید و بهدرستی از آن مراقبت کنید، نه اینکه همهٔ این سموم را از گوشت اشخاص- حیوان، از مواد مخدر، از الکل، از سیگار و از هر چیز ناسالمی وارد آن کنید که میتواند به بدن، ذهن، روان شما آسیب بزند و واقعاً بر روح اثر بگذارد. این روح است که سبک زندگی، اندیشه و تبار شریف انسانها را که فرزندان 'خدا' هستند هدایت میکند. اما اگر فرزندان 'خدا' موانع منفی بسیاری پیرامون خود ایجاد کنند، مانند دیوارهایی نفوذناپذیر، آنگاه روح نیز نمیتواند کار زیادی انجام دهد. میبینید 'خدا' چقدر عظیم، چقدر قدرتمند است. اما حتی بشریت که درون دیوارهایی که خود ساخته گرفتار است، نتوانسته حتی لطف، برکت، عشق و قدرت 'خدا' را دریافت کند. انسانها حق اختیار دارند، اما بسیاری آن را برای اهداف زیانآور به کار میبرند، و بدینسان به وضعیتی بسیار پست و مرتبهای پایین از نظر معنوی سقوط میکنند و رنج بسیار میکشند؛ در تالابی از انواع مواد زیانآور، بد، آلوده و ناشایست برای یک فرزند 'خدا' دست و پا میزنند. ما پیشتر دربارهٔ آن صحبت کردهایم. نمیدانم آیا باید ادامه بدهم یا نه. آه، باشد که 'خدا' همهٔ ما را برکت دهد و باشد که شما زود بیدار شوید. همین را میتوانم بگویم و برای شما دعا کنم. 'خدایا'، برای رحمت و عشقت و اینکه هنوز ما را میپذیری و میبخشی، حتی اگر در ژرفترین چاه اندوه، رنج و گناهکاری باشیم، سپاسگزاریم. 'تو' هنوز ما را میپذیری. 'تو' هنوز میخواهی ما به 'خانه' بازگردیم. از 'تو' عمیقاً سپاسگزاریم، سرورم. از 'تو' عمیقاً سپاسگزاریم، 'ماپای بزرگ'. اما دربارهاش بیندیشید؛ باید به 'خدا' ایمان داشته باشید، به 'خدا' اعتماد کنید و به رحمت و بخشایش 'او' اعتماد داشته باشید. والدینمان را تصور کنید که چگونه همیشه ما را میبخشند و از ما مراقبت میکنند، بهویژه هنگامی که دچار مشکل هستیم. اما ما نیز باید به اندرز والدین گوش دهیم. آنها بزرگتر هستند. تجربهٔ بیشتری دارند و عشقی عظیم به فرزندان خود دارند. به همین دلیل است که در ادیان نیک، آموزههای دینی سفارش میکنند به والدینتان احترام بگذارید و آنان را دوست بدارید، زیرا آنها بازتاب صفات 'خداوند' هستند. برای همین اگر از صمیم قلب به والدینتان نیکی کنید، به آنان احترام بگذارید، دوستشان داشته باشید و وقتی به شما نیاز دارند از آنان مراقبت کنید، یا حتی هنگامی که به شما نیاز ندارند، به دیدارشان بروید، احترامشان را بهجا آورید و با کارهای کوچکی به آنها رسیدگی کنید تا احساس کنند دوستشان دارید و قدرشان را میدانید- این کار در سالخوردگی خوشحالشان میکند. این کاری است که همهٔ فرزندان باید در هر سنی انجام دهند، زیرا برای شما نیز اجر معنوی عظیمی به ارمغان میآورد. با لطف 'خدا'، دوباره بهصورت انسان متولد میشوید و از همهٔ امتیازها، هوش و برکت برخوردار میگردید. پس طبیعی است که ما واقعاً باید نسبت به والدین خود نیکرفتار باشیم. زیرا من میبینم عشق، مراقبت و حمایت بیشتر والدین، یعنی ۹۹.۹ ٪ آنان، از فرزندانشان بسیار بیقیدوشرط است. پس در مقیاسی بسیار، بسیار، عظیمتر و تصورناپذیر، 'خداوند' اینگونه است؛ 'خدای' حقیقی اینگونه است. آنها فقط بهترینها را برای شما میخواهند و میکوشند- آن والد، 'ماپا'- نهایت تلاش و بهترین تلاششان را میکنند. 'والدین ما'، 'خدا'، قادر مطلق، 'ماپا'ی ما، همیشه نهایت تلاششان را می کنند تا همهٔ بهترین چیزها، شادترین زندگی و سعادتمندترین زندگی را به ما بدهند. و حتی 'ماپا' به شما اجازه داد انتخاب کنید که به این جهان بیایید، هرچند که مانند بهشتها 'خداگونه' نیست. اما شما میخواستید بیایید. شما میخواستید تفاوتها را تجربه کنید. پس حتی 'خدا' اجازه میدهد پایین بیایید تا چیزی نو بیاموزید، نوتر از زندگی در بهشت و اینکه احساس کنید که اجر معنوی خود، زندگی خود و برکت خود را بهدست میآورید. این همان چیزی بود که فکر میکردید، ولی زمانی که به اینجا آمدید رنجی بیپایان کشیدید. زیرا اینجا جهانی متفاوت است، اثر ارتعاشی متفاوت و انرژی متفاوت دارد. روان و شاد و سعادتمند مانند زندگی در بهشت نیست. حتی اگر پایینترین بهشت باشد، باز هم یک میلیون برابر بهتر از این جهان فیزیکی توهمی است. اینجا فیزیکی و قابل لمس، قابل دیدن و قابل درک است، اما تماماً یک توهم است. این جهان فقط با مقداری انرژی بد پدید آمده است تا شما را در خود گرفتار کند و وادارتان کند فکر کنید همهاش واقعی است. فقط درختان را تصور کنید ریشهها و همهٔ اجزایی که درخت را تشکیل میدهند. گمان میکنیم در زمین ریشه دارد و بهوسیلهٔ زمین، از زمین ساخته شده است. اما حتی دانشمندان نیز دیگر میدانند که آنها از هوا، از انرژی موجود در هوا و از برخی اجزای هوا ساخته شدهاند. ما یک برنامه تلویزیونی دربارهٔ آن داریم. بروید و آن را بخوانید و تماشا کنید. تصور کنید انسانها نیز همینگونهاند. اجزای بسیار گرد هم میآیند تا یک انسان را پدید آورند. نخست برخی انسانهای اولیه و سپس در رحم. Photo Caption: "رنگهای درخشان و پرمهر، برای یادآوری همگان از بهشت هستند"











