جستجو
فارسی
 

استادی با هویت پنهان، قسمت ۵ از ۶

جزئیات
بیشتر بخوانید
آن مامور در فرودگاه، به من نگاه کرد، به چمدانم نگاه کرد و گفت: "آه! فکر کنم... شما شبیه استاد اعظم چینگ های هستید." من گفتم: "آه، همه اینرا میگویند." گفتم: "این جمله را همیشه می شنوم." بنابراین او زیاد مشکوک نشد، و یک مهر زد و من رفتم. و بعد از اینکه مسافت خیلی خیلی طولانی رفتم، برای او یک بوسه فرستادم. و او گفت: "آه! شما هستید! شما استاد هستید!" من طرف تاکسی دویدم.

دانلود عکس   

بیشتر تماشا کنید
همه قسمت‌ها (5/6)
1
میان استاد و شاگردان
2023-08-12
4662 نظرات
2
میان استاد و شاگردان
2023-08-13
3572 نظرات
3
میان استاد و شاگردان
2023-08-14
3335 نظرات
4
میان استاد و شاگردان
2023-08-15
3268 نظرات
5
میان استاد و شاگردان
2023-08-16
3107 نظرات
6
میان استاد و شاگردان
2023-08-17
3056 نظرات