جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
غار مثل چشم خرد ماست که نور فراجهانی را می بیند. برای آنکه این نقاشی را به طور کامل درک کنید، باید مدتی آن را به شیوهای منحصربه فرد نگاه کنید. خواهید دید که رنگهای نورها تغییر می کند. اگر این تصویر را با تمرکز کافی ببینیم، درخواهیم یافت که در هنگام مراقبه، تمرکز ذهنی برایمان آسان تر می شود.
استاد اعظم چینگهای (وگان) بعنوان یک آموزگار معنوی و هنرمندی شهرت یافته در جهان، ما را نه تنها از طریق راهنمایی معنوی، بلکه با آثار هنری شگفت انگیز هم تعالی می بخشند. امروز در گالری هنری بهشت که توسط استاد اعظم چینگهای (وگان) خلق شده است قدم می زنیم. آثار هنری استاد به راستی نمایانگر زیبایی بهشت است.Master: هر نوع هنری، مثل نقاشی و هر اثر هنریِ دیگری، قرار است به مردم یادآوری کند که بکوشند به درونِ خودشان برگردند، سرشتِ بوداییِ خود یا ملکوتِ خدا را پیدا کنند.همهچیز بهدستِ خلقت سامان داده شده است. هیچ چیز تازهای نیست، ما هرگز چیز تازهای را اینجا نیاوردهایم. نیازی هم نیست. دلیلی ندارد به هیچ چیز مغرور شویم. هر شغلی که دارید، هر اثر هنری که میآفرینید، یا هر کاری که انجام میدهید، ممکن است فکر کنید تازه و نو است، یا مثلاً دستگاهی اختراع میکنید. اما واقعیت این نیست. فقط چون حالوهوای ما و ذهنمان آن زمان شفافتر است، یا بیشتر ممارست میکنیم و الهام بیشتری میگیریم، سطح ما بالا میرود و به مرتبهای بالاتر میرسد. تا بتوانیم دستمان به چیزی برسد و چیزی را دریافت کنیم. و بعد فقط آن را در این جهان آشکار میکنیم.نقاشی «غار سنگی»، «تونل نور» را که رهروان معنوی در درون مشاهده می کنند به تصویر می کشد.در ابتدا استاد می خواستند نام این نقاشی را «تونل» بگذارند؛ نه هر تونلی در این دنیا، بلکه «تونل نور» که رهروان معنوی در درون مشاهده می کنند. بعدا استاد احساس کرند این عنوان بیش از حد جدی است، پس آن را به «غار سنگی» تغییر دادند. غار مثل چشم خرد ماست که نور فراجهانی را می بیند. استاد گفتند به تصویر کشیدنِ کاملِ نورِ زیبای درونی با مواد زمخت این دنیا ناممکن است، اما ایشان نهایت تلاش خود را کردهاند. برای آنکه این نقاشی را به طور کامل درک کنید، باید مدتی آن را به شیوهای منحصربه فرد نگاه کنید. خواهید دید که رنگهای نورها تغییر می کند. اگر این تصویر را با تمرکز کافی ببینیم، درخواهیم یافت که در هنگام مراقبه، تمرکز ذهنی برایمان آسان تر می شود.وقتی این نقاشی را تماشا میکنید میخواهیم یک شیوهٔ ویژه برای تجربهٔ آن با شما در میان بگذاریم. به تماشاگران توصیه میشود توجه خود را بر مرکزِ غارِ سنگی متمرکز کنند. بر آن مراقبه کنید، و بسته به میزان تمرکزِتان، حرکات مارپیچیِ نور را حس خواهید کرد.سخنان استاد ما را تشویق می کند که آن نور درونی را بجوییم. اکنون، بیایید به یک داستان شخصی بپردازیم.در ژوئن ۲۰۰۲، همسرم دو عدد از نقاشیهای استاد خرید؛ «غار سنگی» و «امید». و در عرض یک هفته پس از خریدهای او، در شبهای متوالی، به طور غیرمنتظره خواب دیدم که استاد مرا به عوالم زیبایی می برند. فراموش نشدنی ترین خاطره این بود که استاد مرا به تالاری باشکوه بردند که تنها ستون داشت اما سقف نداشت. نور طلایی درخشان همه جا می تابید و توصیف شکوه آن دشوار بود. استاد مثل یک دوست قدیمی با من صحبت کردند و گفتند باید گشاده ذهن و رها از دلبستگی باشم. ایشان گفتند که همه چیز در زندگی انتخاب خود ماست و باید آن گونه که می خواهیم زندگی کنیم. با شنیدن این سخن، بسیار خوشحال شدم و فکر کردم استاد مرا درک کردهاند و به من آزادی می بخشند. چند روز بعد، خواب دیدم که استاد مرا از میان یک سیاه چاله از میان کیهان عبور میدهند، جایی که ستارگان درخشان بی شماری از کنارمان می گذشتند. احساس می کردم ما چندین برابر سریع تر از ستارگان حرکت می کنیم. هنگام عبور از میانه سیاه چاله، نوری مثل آنچه در نقاشی «غار سنگی» بود دیدم و سپس نوری سفید و خیره کننده آمد.زبان از بیانِ احساساتِ آن لحظه قاصر است. پس از آن، شروع کردم به مطالعه بسیار دقیق آموزههای استاد و عمیقا فهمیدم که هر چه استاد می گویند حقیقت دارد! سپس ممارست را آغاز کردم و در مراقبه تجربههای بزرگی داشتهام. استاد اغلب مرا به عوالم زیبای گوناگون می برند و حالا می دانم خوشبختی واقعی چیست. نفرت من نسبت به همسرم به عشق تبدیل شده است و هر روز می توانیم چیزهایی برای گفت وگو درباره آموزههای استاد بیابیم. من واقعا از استاد سپاسگزارم که خانوادهای شادتر به من بخشیدند. استاد از طریق نقاشیهای خود نیرو و حکمت را منتقل کردند و باورهای مرا به طور کامل تغییر دادند، به حضور فراگیرِ قدرت استاد آگاه شدم! حالا مشتاقم هر چه زودتر تشرف استاد را دریافت کنم.اکنون، بیایید به تجربه بیننده دیگری گوش دهیم.وقتی نقاشیهای استاد را دیدم، مبهوت شدم. فهمیدم که من دنیا را با چشمِ جسم میبینم. اما استاد آن را با چشمِ حکمت میبیند. در نهایت، تنها وقتی میتوان از هستیِ دنیوی فراتر رفت که جهان را با چشمِ ذهن و حکمت دید.بهویژه تابلوی "غارِ سنگی" که همین حالا دیدم. دریافتم که استاد با چشمِ حکمتِ خویش میبینند، و یک "کرمچالهٔ حکمت" نامرئی وجود دارد که باعث شد به بیکرانگی دست یابم به دلِ این جهانِ بیرونی. حسی شبیه "خانه"ای داشت که مدتها دنبالش میگشتیم. از صمیمِ قلب از استاد سپاسگزارم.تابلوی «اشتیاق» هدیهای ویژه به دنیا است که برای جذب و برانگیختن احساسی نوستالژیک نسبت به "خانه" اصلیشان در درون موجودات با ادراک در نظر گرفته شده است.گلها در دو سوی مخالف رود، آرزوی یکیشدن دارند اما با اندوه بهوسیله رود از هم جدا شدهاند؛ وضعیتی که بازتابدهنده شکاف میان روشن ضمیری و جهل است. خط مورب نیرومند در سراسر تابلو و استفاده از رنگهای غلیظ، حس تنش و تعارض ایجاد میکند. هر چند نیروی زندگیبخش رود بهگونهای جادویی از شدتِ تنش میکاهد و به بیننده اجازه میدهد فراتر از واقعیت سخت برود.ساحلی سبز تیره، گلهای نارنجی، و آب زلال و آبیِ رود؛ هر رنگ بهطور متمایز و کامل، نقش خود را ایفا میکند. همه ارواح آکنده از احساس نوستالژیک نسبت به خانه اصلیشان هستند؛ فقط به یک محرک نیاز دارند تا سفر بازگشت به مأوای آسمانیشان را آغاز کنند. چه اثر هنری شگفتانگیزی! ما برای همیشه از استاد اعظم چینگهای (وگان) بابت همه آفریدههای هنری عزیزشان که ارواح را بیدار میکند سپاسگزاریم.اکنون، بیایید رمزهای پنهان پشت تابلوی «خاکسترِ اسارت» را کشف کنیم.زنجیرها در امتداد حاشیه، درخشان هستند. سه مشعلِ دل با فروغی تابناک میسوزند، و شعلههای رقصانشان خیالی همواره فزاینده را برمیانگیزد…اگر دقیقتر به این شعلهها نگاه کنیم، سه مشعل که در سراسر پیکرشان شعله دارند و به رنگ قرمز غنی میسوزند که با رنگ روغن بهخوبی اجرا شده است. برخی بخشهای مشعلها پیشاپیش تا سیاهی سوختهاند. با این حال، شعلههای روبهاوج تنشی میآفرینند در برابر خاکستری فراگیر که شکلِ زنجیرهای بههمپیوسته را پدیدار میکند. ظاهر سوخته زنجیر با رنگ تیره خاکستر و رنگ سرخِ ناشی از سوختن در برخی بخشهای زنجیر بهخوبی نشان داده شده است. این تابلو به ما یادآوری میکند که از رشد معنوی درونی و هماهنگی خود برای غلبه بر زنجیر دنیای مادی و گسستن و عبور از آن استفاده کنیم؛ امری که برای رهروان معنوی در تمرین روزانهشان بسیار مهم است.بهعنوان یک رهرو معنوی، مستقل بودن ضروری است. استاد اعظم چینگهای (وگان) این یادآوری مهم را از طریق یک اثر هنری هم به ما دادند.بیایید تابلوی بعدی، «مستقل»، را ببینیم.به این نکته توجه کنید که در این نقاشی، تنها نیمی از درخت کوچک در تصویر کشیده شده است. استاد اعظم چینگهای توضیح دادند: "فقط به این روش است که مردم میتوانند ادامه دهند و تصور کنند درخت چگونه بلندتر میشود. اگر کل درخت دیده میشد، بیمعنی میبود!» گرچه دو درخت در سطوح متفاوت قرار گرفتهاند، اما روی یک شیب یکسان هستند. این نشان میدهد که سطوح معنوی درونی ما ممکن است در مسیر تمرین متفاوت باشد، اما همه ما به سوی همان هدف میرویم و همچنان سربلند رشد میکنیم. این تابلو نوعی زیباییِ خلوتگزینانه دارد که بیانگر حالت ذهنیِ تنها اما شریفِ یک رهرو معنوی صادق است.رنگها و بافتهای پاستلی بهخوبی شاخهها و برگهایی را که در باد شدید میرقصند بازنمایی میکنند و به آنها حس انرژی میبخشد، در برابر نیروی باد فروتناند و نقاشی را زنده و پویا جلوه میدهند.این تابلو در سال ۱۹۹۱ خلق شد، در آغاز مسیر معنویِ بیشترِ تمرینکنندگان کوان یین. این تابلو بیتردید تجسمِ آرزوها، یادآوریها و حمایتهایی است که استاد اعظم چینگهای به شاگردان کوان یین عطا کردند.










